تبليغاتX
روانشناسی مدرن
×××× به وبلاگ روانشناسی مدرن خوش آمدید ××××


روانشناسی مدرن








* * * *

تحقیقات نشان می دهد که داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء می بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد صمیمیت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می شود. در زیر به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می کنیم که هر دعوا و مرافعه ای را بدتر می کند.
1. اجتناب از دعوا به طور کل:
به جای صحبت کردن درمورد مشکلات در یک جو آرام و توام با احترام برخی افراد سعی می کنند هیچ چیز درمورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می دهند. این به نظر راهی کم استرس تر می آید-که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید—اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می کند چون با آن انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر درمورد مشکلات خود با هم بحث کنید.
2. حالت دفاعی گرفتن:
بعضی ها به جای اینکه گله و شکایت های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می کنند هرگونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی روند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت استرس را در کوتاه زمان کمتر می کند اما در طولانی مدت موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.
3. تعمیم افراطی:
بعضی ها وقتی اتفاقی می افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می دهند. هیچوقت جملات خود را با "تو همیشه...." یا "تو هیچوقت..." مثل "تو همیشه دیر میای خونه" یا "تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی" شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.
4. حق داشتن:
اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش "درست" و روش "غلط" وجود دارد، و روش شما همیشه "درست" است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرفتان هم مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش "درست" یا "غلط" محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند.
5. روانکاوی:
بعضی ها به جای اینکه درمورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می کنند که می دانند که طرفشان به چه چیز فکر میکند یا درمورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می آیند، پیش خودشان فکر می کنند که برای او اهمیت ندارند. این کار دشمنی و سوءتفاوم بین دو طرف ایجاد می کند.
6. گوش ندادن:
بعضی افراد به جای اینکه خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می کنند، چشمانشان را اینطرف و آنطرف می گردانند یا به آنچه خودشان می خواهند در جواب بگویند فکر می کنند. اینکار باعث می شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرفهای همدیگر را دست کم نگیرید.
7. تقصیر را گردن دیگری انداختن:
بعضی افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می کنند. هیچوقت ضعف های خود را قبول نمی کنند و به هر قیمتی که شده دربرابر آن ایستادگی می کنند چون فکر می کنند با قبول ضعف هایشان از اعتبارشان کم می شود. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند.
8. سعی در برنده شدن در دعوا:
هدف از بحث بین دو نفر باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده اید.
9. حمله های شخصیتی:
گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی ازطرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد میکنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را اینطرف و آنطرف خانه می اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و برچسب تنبل بودن و بی ملاحظه بودن را به او می چسباند. این روش در هر دو طرف درک و احساس نادرست ایجاد می کند. یادتان باشد که درهر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.
10. توپ را به زمین مقابل شوت کردن:
وقتی یک طرف می خواهد درمورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می رود. این نوعی بی احترامی به فرد مقابل است و در برخی موقعیت های خاص، حتی اهانت آمیز است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می شود. اینکار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه موجب جریحه دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید.


 " و بطور کلی به جای اینکه دست به هر کاری بزنید که به او بفهمانید که دوستش دارید به او بگویید که دوستش دارید. "

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 تیر1388 ساعت 7:53  توسط مسلم حسینی  | 


1- در يك رابطه، هر يك از دو طرف كه كمتر عاشق باشد، بيشترين كنترل را بر رابطه دارد.
۲- افراد بطور ناخودآگاه وابسته فردي ميشوند كه نيازهاي احساسي آنان را ارضا ميكند.
۳- انسانها تصميمات آگاهانه خود را بر اساس احساسات ناخودآگاه خود اتخاذ ميكنند، سپس تصميمات خود را با استدلالهاي خوشايند توجيه ميكنند.
۴- روابط موفق با يافتن يك فرد مناسب و شايسته آغاز نميشوند، بلكه با مناسب و شايسته بودن خود فرد آغاز ميشوند.
۵- فردي كه در آينده مجذوب وي ميشويم، عمدتاً بر پايه ي چيزي است كه ما در رابطه گذشته خود قادر به حل کردن، كنار آمدن و يا دستيابي به آن نبوده ايم.
۶- تنهايي و عزت نفس پايين دو عامل بسيار تاثير گذار ميباشند، كه بسياري را بر آن ميدارد كه در يك رابطه ناسالم وارد گردند. چراكه اين افراد تصور ميكنند يك رابطه ناسالم بهتراز فقدان رابطه و تنهايي است.
۷- زنان عمدتاً مجذوب مرداني ميشوند كه قدري از لحاظ احساسي غير قابل دسترس، تودار و خوددار ميباشند، چراكه آنها غير قابل پيش بيني بوده، زنان را به چالش كشانده، و با نيازمند جلوه دادن  خود زنان را تحت فشار قرار نميدهند.
۸- مردان خيلي مؤدب و دلپذير اطلاعات را خيلي زود فاش ميسازند، و اينگونه مينمايند كه "اينكه تو چه كار ميكني و چگونه رفتار ميكني، براي من اهميت ندارد، من كماكان در كنار تو هستم."
۹- افراد جذب كساني ميشوند كه درجاتي از استقلال احساسي و فكري را از خود بروز ميدهند. استقلال مالي و معيشتي نيز به همين منوال است. در كل هر قدر وابستگي شما به ديگران در هر زمينه اي كمتر باشد نزد ديگران از احترام، مقبوليت و محبوبيت بيشتري برخوردار خواهيد بود.
۱۰- افراد خواهان چيزي ميباشند كه نميتوانند داشته باشند. بنابراين خود را كاملاً در اختيار كسي قرار ندهيد. در همان ابتداي آشنايي تمام اطلاعات شخصي، دانش، استعدادها و عشق خود را براي شريكتان آشكار نسازيد. تمام وقت خود را به شريكتان اختصاص ندهيد و يا خيلي زود به رابطه جنسي تن ندهيد و آن را به بعد از ازدواج موكول كنيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386 ساعت 13:23  توسط مسلم حسینی  | 


یکی از مسائل مهم در زندگی خانوادگی این است که چگونه با همسرتان رفتار کنید که هم‌ کمترین مشکل به وجود بیاید و هم بتوانید لحظات خوبی را داشته باشید.
قدم اول برای موفقیت در چهار دیواری خانه‌تان این است که به همسرتان اهمیت بدهید
.
برای داشتن یک زندگی زناشویی موفق سعی کنید به رفتارهای مطلوب همسرتان توجه کرده و آنها را تایید کنید. همسرتان باید بداند که شما برای او ارزش قائل هستید البته خوب است که این توجه و تشویق در جمع صورت بگیرد. مثلا اگر همسرتان در شستن ظرف‌ها به شما کمک می‌کند، شما هم غذای مورد علاقه او را درست کنید و به مهمانان بگویید برای قدردانی از همسرتان غذای دلخواهش را پخته‌اید. لازمه حفظ یک رابطه سالم زناشویی این است که برای خصوصیات، علایق و نیازهای همدیگر ارزش قائل شوید. بنابراین سعی کنید در روابط کلامی، غیرکلامی و عاطفی و همچنین تصمیم‌گیری‌های خود به افکار و نیازها و خواسته‌های همسرتان توجه کنید و پاسخ مناسب بدهید
.
همیشه به یاد داشته باشید مساله یک طرف و شیوه برخورد با آن یک طرف دیگر است. به جای انتخاب روش پرخاشگرانه و خشونت‌آمیز، بهتر است روش مسالمت‌آمیز و دوستانه را انتخاب کنید. اگر رفتاری به نظرتان مبهم می‌آید، ساده‌ترین کار این است که هدف و منظور همسرتان را از او بپرسید. در واقع خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دادن، قبول مسوولیت خود و شناخت انتظارات متقابل قدم اول در حل و فصل اختلافات زناشویی است.

+ نوشته شده در  شنبه 15 دی1386 ساعت 13:36  توسط مسلم حسینی  | 



JavaScript Codes