تبليغاتX
روانشناسی مدرن
×××× به وبلاگ روانشناسی مدرن خوش آمدید ××××


روانشناسی مدرن








* * * *

شما بارها شنیده اید که عنوان میشه  زنان و مردان در میزان و نوع احساسات با هم تفاوتهای زیادی دارند مثلا در حالی که یک موضوع برای مرد اصلا اهمیتی نداره برای زن ممکن است یک موضوع حیاتی به شمار بیاد و بیشتر مردان این را به حساب «حساس بودن زن» می گذارند ( و یا شاید به قول عده ای دیگر «بیکاری زن» باعث توجه به این موضوعات میشه ) اما باید بگم که: 

زن عواطف را از لحن صدا درک می کند زن به تغییرات لحن صدا، بم و زیر بودن و بالا و پایین بودن آن بسیار حساس است. این باعث می شود که او تغییرات عاطفی در کودکان و بزرگسالان را خوب درک کند . این توانایی تا جایی پیش می رود که زن درحین مشاجره می گوید:" با این لحن با من صحبت نکن." و مرد اصلاً نمی فهمد منظور او چیست.

زن به راحتی می تواند چند کار را با هم انجام دهد زن چندین کار را در آنِ واحد انجام می دهد و مغزاوهرگزدچارمشکل نمی شود. او می تواند با تلفن حرف بزندو همزمان غذایی جدید بپزد و تلویزیون تماشا کند. یامی تواند درحین رانندگی رژ لب بمالد و به رادیوی ماشین گوش دهد و تلفن همراه حرف بزند.
علت این امر این است که زن میتواند از دو نمیکره مغز دریک زمان استفاده کند.به این دلیل است که بیشتر مردهای دنیا شکایت دارند از این که زنشان به آنها می گوید بپیچ راست در حالی که منظورش چپ است.

 تا حالا به مواردی این چنینی برخورد کردین؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386 ساعت 10:51  توسط مسلم حسینی  | 


یه روز یه یارویی هر 10 ثانیه با یه آجر می زده توی سرش،یکی دیگه ازش می پرسه چرا اینکار رو می کنی؟ در جواب می گه آخه نمی دونی وقتی نمی زنم چه کیفی داره"
همه ما تا حالا این جک رو خوندیم و بهش خندیدیم ، اما وقتی که کمی بیشتر دربارش فکر می کنیم می بینیم بیشتر واقعیت زندگی ما کاری شبیه همون کوبیدن با آجر توی سر خودمونه! بشینین بشمارین ببینین چندتا از این شرایط برای خودمون درست کردیم و از خودمون یه طورایی امتحان گرفتیم و شرایط سخت برای خودمون ایجاد کردیم و بعدش کلی کیف کردیم! خوب که فکر کنی تعدادش بی شماره!
از این به بعد خواستی به جکی بخندی اول ببین خودت اون کار رو می کنی یا نه بعدش بخند!

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386 ساعت 13:51  توسط مسلم حسینی  | 


ماایرانی ها ازنظر فرهنگی مردمی وابسته به هم ارزیابی میشویم که خصوصیا ت افراد وابسته درادامه از نظرتون میگذره:
1-این گروه ازمردم بسیار افسرده اند زیرا ازوقوع یک حادثه درآینده بیمناک اند بی مرگ مادر عزادارند این ترس همیشگی باعث آشفتگی فکر و خیال فرد میشه
.
2-افراد وابسته ازتاریخ فوت به مدتی نامعلوم عزاداری میکنن وقتی عزیزی ازدست میدن خواهش میکنن کنار اوقبری برایشان آماده کنند
.
3- افرا د وابسته تمرکز ندارن به این دلیل زیاد موفق نمیش. تولید خوبی هم ندارن
.
4- ویژه گی مهم افراد وابسته عاشق پیشه گی آنهاست ،پیچ دلهاتان را اینقدر شل نگه ندارین اصلا" دلی که به این سادگی ه
ری مریزه ، به اعتقاد من دهلیزهای قلبش ایراد داره !!! چه لزومی داره مابرای هرکسی ،تپش قلب بگیریم اگه شما ازاین تیپ آدما هستین ازمن گفتن زود می میمیرید . ضربان قلب اگه حدود 70 باشه 80 سال عمر میکنیم وهرچه بیشتر باشه ،کمتر زندگی خواهیم کرد ، افراد وابسته زود عاشق میشن وبه هیچ بهایی دل نمی کنن عشقهای تاریخی مثل عشق لیلی ومجنون ،شیرین و فرهاد ویس و رامین . میدونین که همه این عشاق عمری کوتاه داشتن . بنظر من دوره و زمانه ما اصلا" زمانی برای عشق ورزیدن نیست ، نگاه کنید به زندگی که پدران ومادران ماچقدر میدون تاچرخ زندگی من و تو بچرخه . حالاما بیاییم انرژی مان هدر بدیم .حالا کلاه خودرا قاضی کنید با خود فکر کنید ، گذشته را مرور کنین حتما به خودتون میگین ((عجب !چه اندازه انرژی تلف کردیم ! ))آن دختره رفته با فلانی ازدواج کرده ، آن پسره باآن یکی و
...

حالا نظرتون درباره عشق و عشق ورزیدن چیه؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 13 بهمن1386 ساعت 13:18  توسط مسلم حسینی  | 


خانه بعنوان یک پناهگاه، گریزی از دنیای بیرون بشمار می آید. وقتی شما اجازه ورود عوامل خارجی زیادی را به داخل خانه می دهید، در واقع منبع مستعد آرامش را محو کرده یا به حداقل می رسانید.
اکثر ما به حفظ سلامتی فیزیکی خود اهمیت می دهیم، ولی از تمام یا بخشی از سلامت عاطفی و روانی خود چشم پوشی کرده یا آنرا به فراموشی می سپاریم.ما حداقل می توانیم اینکار را برای احترام به نیاز خلوت گزینی خود انجام دهیم.محافظت کردن از خلوت و احترام گذاشتن به آن، عبارتی است که به شما و دیگران یادآوری میکند تا برای خود و آسایش خاطر خویش ارزش قائل شوید.
خانه شما یکی از معدود مکانهایی استکه ورود یا عدم ورود افراد و اشیاء در اکثر موارد در اختیار خود شما است.معمولا در آن قدرت "نه" گفتن را دارید.
گاهی خانه ما بیشتر به یک ایستگاه پُرتردد قطار یا اتوبوس شبیه شده است نه محلی سرشار از آسایش و آرامش. هنگامی که شناخت بیشتری نسبت به تمایلات خود ( به داشتن محیطی آرام تر) پیدا کنیم و خود را با موضوع محافظت از خلوت خود هماهنگ سازیم، مجددا می توانیم تعادل محیط زندگی خود را برقرار کنیم.

همه ما تا حدی به خلوت و تنهایی احتیاج داریم. مگه نه ؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 بهمن1386 ساعت 13:21  توسط مسلم حسینی  | 



JavaScript Codes