تبليغاتX
روانشناسی مدرن
×××× به وبلاگ روانشناسی مدرن خوش آمدید ××××


روانشناسی مدرن








* * * *

سلام دوستان عزیز
من مدتی است که درگیر کارهای پایان نامه ام هستم و کمتر وقت می کنم به وبلاکم سر بزنم و همچنین وقت پیدا کردن مطلب جدید رو هم ندارم ولی وقتی نظرات شما دوستان عزیز رو دیدم گفتم حیف که آپ نکنم.
دیروز یک دونه اس ام اس پسر عمه ام برام فرستاد که نشون میداد حیوونی ()بد جور افسرده است اس ام اس اش این بود:

شاید آن روز که سهراب نوشت « تا شقایق هست زندگی باید کرد»
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینگونه نوشت...
هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس
زندگی اجبار است اجبار..

من هم از اونجایی که ادعای روانشناسیم می شد مثل این پدربزرگا براش نوشتم:

آدمک آخر دنیاست بخند                           آدمک مرگ همین جاست بخند
دستخطی که تو را عاشق کرد                   شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی                       کل دنیا سراب است بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی                    به خدا مثل تو تنهاست بخند...

حالا نظرتون با اس ام اس بازی چیه؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 24 آذر1386 ساعت 11:56  توسط مسلم حسینی  | 


آیا تا حالا دو واژه آزاررسانی(سادیسم) وآزار دوستی(مازوخیسم) را در وصف کسی بکار بردین؟؟!
دراین باره لازمه توضیحاتی بدم که این دو واژه دروصف چه کسانی صدق پیدا میکنه .
اگر شما کسی را آزار میدین وخوشحال میشین ، آزاررسانی میکنید .
هر وقت شماکسی را اذیت کنید ،بچزولینید و راحت بنشینید ولبخند بزنید ، یا جست خیز شادمانه کنین و قهقهه وشادی کنید رفتار شما آزاررسانی (دیگر آزاری ) است .
حالا به سراغ آزار دوستی میریم ، حالتی که ما خودمون را اذیت کنیم آزار دوستی نام دارد .
شاید شما دربین دوستان خود کسی رادیده باشین که وقتی عصبانی میشه سرش را به دیوار می کوبه و یا دستاشو با سیگار می سوزنه .این فرد خودآزاری داره حالا میخوام ازاین بحث به این نتیجه گیری برسم که اگه دلی شکست وشما خوشحال شدین بدونید که کمی تاقسمتی صفت آزارسانی دروجود شماوجودداره .
راستی تایادم نرفته عرض کنم که اگه ازموسیقی غمگین لذت میبرین (البته همه موقع – نه زمانی که دپرس هستین )این موضوع حتما" درمورد شما صدق پیدامیکنه(زیاد نگران نشین )این مشکل زیاد حاد نیست وسلامت روانی شمارا به خطر نمی اندازه
.
          راستی همسایه سمت راست شما جزءکدوم دسته طبقه بندی میشه ؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386 ساعت 13:40  توسط مسلم حسینی  | 


پدر یک بچه برای ازبین بردن بد اخلاقی وزود عصبانی نشدن فرزندش به او یک کیسه پر ازمیخ و یک چکش داد و به او گفت هرموقع عصبانی شدی یک میخ به دیوار روبرو بکوب ! روز اول پسرک 30 میخ به دیوار کوبید و روزها و هفته های بعد توانست با کمتر کردن عصبانیت خود میخ های کمتری به دیوار بکوبد . پسرک کم کم آموخت که عصبانی نشدن ازفروکردن این میخ ها به دیوار سخت آسانتر است وبه این ترتیب پسرک این عادت خود را ترک کرد.و شادمانه به پدر خود گفت که سربلند بیرون آمده.
این بار پدر به او یادآوری کرد حالابه ازای هروزی که عصبانی نشود یکی از میخهارا ازدیوار خارج کند .روزها گذشت تابالاخره یک روز پسرک به پدرش روکرد وگفت همه میخها رااز دیوار درآورده است .پدر دست اوراگرفت وبه آن طرف دیواربرد وبه او گفت حالا به سوراخهایی که دردیوار بوجود آورده ای نگاه کن ! این دیوار دیگر هیچ وقت دیوار قبلی نمی شود
.
ما وقتي عصباني مي شويم حرفهايي رامي زنيم كه پس ازآرامش پشيمان ميشويم. كه درحالت خوشبينانه شما ازطرف مقابل معذرت خواهي ميكنيد اما تاثير حرفهايي كه درحالت عصبانيت زده ايد به مثابه فروكردن چاقوئی بر بدن طرف مقابل است وشما می توانی چاقوئی رابه شخصی بزنی وآن رادرآوری ، مهم نیست توچند مرتبه به شخص روبرو خواهی گفت معذرت می خواهم مهم این است که زخم چاقو بربدن شخص روبرو خواهد ماند .

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 آذر1386 ساعت 14:22  توسط مسلم حسینی  | 


زندگي روزانه ما سرشار از فراز و نشيب هايي است كه موجب نوسان روحيه ما مي شود. رويدادها زماني ما را غمگين و ناراحت كرده و گاهي باعث شادي ما مي گردد.
جمله معروفي است كه :
اغلب مردم تقريبا به همان اندازه اي شاد هستند كه انتظارش را دارند .
در واقع آنچه كه در زندگي ما رخ مي دهد آنقدرها تعيين كننده شادي ما نيست بلكه بيشتر، نوع واكنش ما به رخدادهاست كه نقش تعيين كننده دارد . از آن جايي كه انسان افكار و انديشه هاي خود را برمي گزيند الزاماً تعيين كننده ميزان شادي هاي خويش است .
تحقيقات نشان داده اند كه خنده نه تنها سبب نشاط افراد مي گردد بلكه سلامت آنها را نيز تضمين مي كند . خنده سيستم ايمني بدن را مقاوم ساخته و توانايي بدن را در مبارزه با عفونت افزايش مي دهد . از طرفي سبب كاهش سطح هورمونهاي استرس زا شده و از تأثير گذاري آنها بر روي سيستم ايمني بدن جلوگيري مي كند. خنده باعث افزايش ترشح اندورفين از مغز مي شود، ماده اي كه نقش تسكين دهنده را در دردها و رنج هاي ما دارد . ترشح اندورفين علاوه بر افزايش توان ما در برابر مقاومت در مواجهه با استرس ها و ناراحتي ها موجب افزايش بازدهي سيستم تنفسي ما مي شود .
هنر شاد بودن مستلزم توانايي خنديدن به مشكلات در كوتاه ترين زمان ممكن پس از وقوع آنهاست .
اگر دقت كنيد مي بينيد كه كودكان بطور طبيعي و بدون توجه به اطراف و يا احساس خجالت تقريباً به همه چيز مي خندند. گويي مي دانند كه خنديدن ، آنها را سالم و متعادل نگه مي دارد.
براي شاد بودن بايد بر افكار شاد متمركز شويم. هر چند ما غالباً برعكس عمل مي كنيم. يعني تعريف ها و تمجيدها را ناشنيده مي گيريم و حرف هاي ناخوشايند را مدتها در ذهن نگه مي داريم .
لازمه شاد زيستن جستجوي زيبايي ها و خوبي هاست . يكي زيبايي منظره را مي بيند و ديگري كثيفي پنجره را . گاهي مي توانيم در مواجهه با استرس هاي محيطي با رفتارهايي مانند صحبت هاي خنده دار، علاوه بر كاهش استرس ، محيط را براي بررسي مشكل واقعي و پيدا كردن راه حل مهيا كنيم .
راه ديگر اين است كه سعي كنيم هميشه لبخند به لب داشته باشيم ، هر چند طرف مقابل ما اخمو باشد!


شما براي شاد زيستن چه مي كنيد؟
+ نوشته شده در  شنبه 10 آذر1386 ساعت 11:22  توسط مسلم حسینی  | 


عده‌ای تصور می‌کنند که مثبت‌اندیشی به این معناست که از اساس منکر وجود احساسات منفی شویم و یا این‌که سعی کنیم با بی‌اعتنائی کامل از کنار آنها عبور کنیم.
فروید می‌گوید: ”اغلب احساسات انسان از بین نمی‌روند و چنان‌چه سرکوب شوند در اعماق وجود فرد ذخیره شده و خود را به گونه‌ای دیگر بروز خواهند داد.“
بنابراین طرد کامل احساسات منفی، به ویژه بخشی از آنها که عمیق و واقعی هستند در دراز مدت تأثیر مطلوبی را بر جای نخواهند گذاشت. اگر مثبت‌اندیشی را در جایگاه صحیح خود ببینیم به این معناست که سعی کنیم به جای تمرکز بیش از حد بر علف‌های هرز باغ زندگی، بیشتر بر روی گل‌های زیبا تمرکز کنیم تا روحیه و انگیزه مضاعفی برای ادامه مسیر بیابیم. فراموش نکنید که هیچ‌کس در دنیا افسرده نشده مگر به دلیل تمرکز بیش از حد بر امور منفی و غرق شدن در گرداب منفی‌نگری‌ها.
به‌خصوص آن که بسیاری از مسائلی که ذهن ما را به‌صورت روزمره درگیر خود ساخته‌اند اساساً مشکل نیستند و می‌توان با یک تغییر زاویه دید، مانع از تأثیرات مخرب آنها بر روح و روان خود شد.
اما به قول عارفی: ”ذهن تنها می‌تواند مشکلاتی را حل کند که خودش آنها را به وجود آورده باشد و این یک حقیقت است که در دنیای بیرون بسیاری از واقعیات ناشی از عملکرد ذهن ما نبوده است.“ در این موارد شاید بهتر باشد به جای مثبت‌اندیشی به مثبت‌سازی روی بیاوریم.
در هندوستان با وجود بیش از ۸۰۰ باشگاه خنده، امروز باشگاه گریه نیز تأسیس شده است. دکتر باربارا دی آنجلیس می‌گوید: ”دیوانه‌خانه‌ها محل تجمع کسانی است که احساسات خود را به‌صورت مداوم سرکوب کرده‌اند“. وی در کتاب خود توصیه کرده است که خشمتان را به گونه‌ای تخلیه کنید که احساسات دیگران را جریحه‌دار نکند.
انسان می‌تواند و باید بتواند با نگرش مثبت خود، احساسات منفی را تعدیل و سبک کند، تا جائی‌که می‌تواند به مشکل به‌ گونه‌ای دیگر نگاه کند اما در نهایت آن‌چه را که باقی می‌ماند به‌ گونه‌ای تخلیه کند تا روح و روان او از آزار دائمی این احساسات در امان باشند.
پس آن‌گاه که روح و جسمت دیگر چاره‌ای را برایت باقی نگذاشته است با یک محرم دردآشنا، درباره مسائل زندگی‌ات حرف بزن و حتی به آرامی اشک بریز، اما مواظب باش که هرگز در اشک‌هایت غرق نشوی، چراکه حتی در سخت‌ترین شرایط نیز خدائی هست که گرچه هر از گاهی گوهر وجود بندگانش را با کمک مشکلات صیقل می‌دهد اما ناامیدی از رحمت خود را معادل کفر خوانده است چراکه او هرگز نمی‌خواهد رحمت خود را از بندگانش دریغ کند.

 بر گرفته از مجله موفقیت با کمی تغییرات

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آذر1386 ساعت 13:35  توسط مسلم حسینی  | 


خودشیفتگی :
شاید شما این کلمه را زیاد شنیدید و یا درمکالما ت روزمره آن رادر وصف دیگران بکار بردین که «یارو خود شیفته است ».
خودشیفتگی به معنای عاشق خود بودن است .رفتار و احساس طبیعی این است که خود را دوست بداریم ،پس عاشق خود بودن ازهنجار و طبیعت خلق آدمی به دور است ویک بیماری شناخته میشود.
خود شیفتگی اصطلاحی است که اولین بار فروید آن را بکار برد.
افراد خوشیفته درسه دسته طبقه بندی میشن :
افرادی که خود شیفتگی بالایی دارن- افرادی که خودشیفتگی پایینی دارن ومیانه روها  درخود شیفتگی.
به لحاظ اهمیت خودشیفتگی سطح بالا که امروزه دربین دوستان زیاد میبینیم درباره خصوصیات این گروه بیشتر توضیح میدم . اینا بجای اینکه روی روان خود بیشتر سرمایه گذاری کنن روی جسم خود بیشتر سرمایه گذاری میکنن.
احساس میکنن که چقدر خوشگلن ، به چهره خود حساسند ، گمان میکنن که دارای ابروهای طراز اول دنیایند ،فکر میکنن زیباترین بینی ها ،کمیاب ترین گوش ها ،برترین لبها وفریبنده ترین چهره هارادارن ،صفت دیگر اونا افاده وفخر فروشیه انتظار دارن به اونا زنگ بزنیم ببینیم وقت دارن، اینا حتی به کسی نگاه هم نمی کنن اگه هم نگاه کنن به شیوه نگاه کردن اگه بخوام ادبی بگم «عاقل اندرسفیه » به دیگران نگاه میکنن، حسودن دوست ندارن کسی مثل خوداونا باشه اگه ببینن همکلاسی ویا دختر همسایه روسری مثل روسری اون خریده غش میکنن. زود قهر میکنن .به دنبال هنر پیشگی میرن . روزی نیم ساعت مقابل آینه می ایستن . با کوچکترین سردرد غش میکنن تا اونا را به بیمارستان ببرن آرایش غلیظ میکنن.(تیپ خفن وخیلی تابلو )
اگه بخوام درمورد علت بوجود آمدن این خصلت بگم این موضوع برمیگرده به شیوه تربیت اون فرد درکودکی وتعریف وتمجیدهای بیجا وبیش ازحد . راستی تا یادم نرفته عرض کنم که خودشیفتگی در فرزندان اول بیشتره در دخترها هم بیشتر دیده میشه . اما ازلحاظ شدت خودشیفتگی دسته اول افراطی عمل میکنن ، دسته دوم تفریطی اند خودشون را دوست ندارن ،وچون فکر میکنن زیبا نیستن پول داراش سراغ عمل بینی میرن وبعدازعمل هم ازدست دکتر جراح شاکی میشن که بینی ام رابد عمل کرد . دسته سوم معتدل اند درروابط اجتماعی واحساسها ی فردی متعادل عمل میکنن راستی شما جزء کدوم دسته هستین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 آذر1386 ساعت 21:20  توسط مسلم حسینی  | 



JavaScript Codes